حكايت هفته ( حكايت ، شعر ، ضرب المثل )
راز مرگ در ساعت 11

 چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت و ضعف مرض آنان نداشت.

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد. به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد!


لباس انيشتين

انيشتن زندگي ساده اي داشت و در مورد لباس هايي كه به تن مي كرد، بسيار بي اعتنا بود. روزي يكي از دوستانش از او پرسيد: " استاد چرا براي خودتان يك لباس نو نمي خريد؟" انيشتين لبخندي زد و پاسخ داد: " چه احتياجي است؟  اينجا همه مرا مي شناسند و مي دانند من كه هستم."

تصادفاً پس از چند ماه همان دوست در شهري ديگر با انيشتين روبرو شد و چون همان پالتوي كهنه را بر تن او ديد، با حيرت پرسيد: " باز هم كه اين پالتو را به تن داريد!" انيشتين پاسخ داد: " چه احتياجي است ؟ اينجا كه كسي مرا نمي شناسد! "


از خدا خواستم ...

از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگيرد .

فرمود : گرفتن عادت ها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی.

از خدا خواستم به فرزندانم همه چيز عطا کند.

فرمود : روح او همه چيز است و جسمش خاکی است وگذرا.

ازخدا خواستم به من صبرعنايت کند.

فرمود : صبر زاييده دردو رنج است صبربخشيده نمی شود ،آموخته می شود.

از خدا خواستم به من خوشبختی عطا کند.

فرمود : من به تو برکت می دهم ،خوشبختی برعهده خودت است.

ازخدا خواستم درد و رنج را از من دور کن.

فرمود : درد ورنج ،تو را به من نزديک تر می کند.

از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند.

فرمود : تو خود بايد از درونت شکوفا شوی من تنها می توانم شاخ و برگ هایت را هرس کنم تا پر بارتر شوی.

از خدا خواستم تمامی چیزهايی را که سبب می شوند ،از زندگی لذت ببرم ،به من بدهد.

فرمود : من به تو زندگی مي دهم تا بتوانی از همه چيز لذت ببری.

از خدا خواستم کمکم کند ،همه را دوست بدارم ،به همان اندازه که ديگران مرادوست دارند.

فرمودند : بالاخره آنچه را که بايد ،از من خواستی ، برای دنيا شايد تنها يک شخصی باشی ،اما برای من يک نفرشايد يک دنيا باشی.


چرا دو شکارچی اینگونه دیدند : یک نفر یا دو نفر !

روزی بهاری٬ شادی و غم در کنار دریاچه ای به هم رسیدند . به هم سلام کردند و کنار آب های آزاد نشستند و گفت و گو کردند .

شادی از زیبایی زمین و شگفتی هر روزه ی زندگی در جنگل و کوه ها و ترانه ی برخاسته در سیده دم و شامگاه سخن گفت .

غم نیز سخن گفت و با هر آنچه شادی گفته بود٬ موافقت کرد ٬ زیرا غم جادوی زمان و زیبایی اش را می دانست . غم وقتی از بهار در میان دشت ها و کوه ها سخن می گفت ٬بسیار خوش بیان بود.شادی و غم زمان زیادی سخن گفتند٬ و در هر چه می دانستند با هم تفاهم داشتند.

دو شکارچی از آن سوی دریاچه می گذشتند ٬به این سوی دریاچه که می نگریستند ٬ یکی ار آن ها به دیگری گفت : نمی دانم آن دو نفر کیستند ؟

و دیگری پاسخ داد : گفتی دو نفر ؟ اما من تنها یک نفر می بینم.

شکارچی اول گفت : اما دو نفرند.

و دومی گفت : فقط یک نفر است که تصویرش در آب افتاده.

اولی گفت : نه٬ دو نفرند و تصویر هر دو نیز در آب افتاده.

و دومی باز گفت: من تنهایک نفر می بینم.

و دیگری باز گفت: اما من به وضوح دو نفر می بینم.

و تا همین امروز هم٬ یکی از شکارچی ها می گوید : دوستم دو تا می بیند.

و شکارچی دیگر می گوید : دوستم کمی کور است!


نامردمي

آورده اند كه حكيمي ، پيچ كهنه اي بر استخوان نگون بختي ، كتك خورده از روزگار برنشاندي و چهارصد كرور اشرفي ابتياع فرمودي تا بر سبيل تعجيل ، مكنت خويش را چون آخرت مومنان بيفزايد  چندان كه هم آبروي خويش ببردي و هم جمله حكيمان ، بدنام فرمودي كه طبيبان را اگر قوت غالب آيد ، گوش از خلقان بركندي همچنان كه پيچ كهنه اي را به چهارصد كرور اشرفي بفروختند به جبر و رسيد ساختگي بدادندي تا حجت نامردمي را تمام نمودي .

حق تبارك و تعالي اراده فرمود تا مر حكيم را گوشمال دهد ، پس مركبش را به قراضه اي در معبر نشاند واژگون . به حكم ضرورت بر جبران مال ، حكيم چندان برفتي تا آبروي خويش ببرد .

شد غلامي كه آب جوي آرد                          آب  جوي  آمد  و  غلام  ببرد

دام  هر بار  ماهي  آوردي                            ماهي اين بار رفت و دام ببرد

 


نتيجه گيري

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری  زدند و زیر آن خوابیدند...

نیمه های شب هلمز  بیدار شد و آسمان  را نگریست؛ بعد واتسون را بیدار کرد و گفت :

نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟!

واتسون گفت : میلیون ها ستاره  می بینم !

هلمز گفت:  چه نتیجه ای می گیری؟!

واتسون گفت : از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم . از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری است، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد...!

شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت:  واتسون ! تو احمقی بیش نیستی! نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند!!!


توقع
 پس هر كسي ، سنگي مي انداختند

شبلي ، موافقت را ، گِلي انداخت .

حسين بن منصور آهي كرد .

گفتند : از اين همه سنگ چرا هيچ آهي نكردي

از گلي آه كردن ، اين چه سر است ؟

گفت : از آنكه آنها نمي دانند ، معذورند

از او سختم مي آيد كه مي داند كه نمي بايد انداخت .


آیا می دانید .... ؟
  عمومي‌ترين نام در جهان محمد است.

 اسم تمام قاره‌ها در زبان انگليسي با همان حرفي كه آغاز شده است پايان ميابد.

مقاومترين ماهيچه در بدن ، زبان است  و نظير اثرانگشت ، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است.

قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله  30  فوتي (تقريباً  8  متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند .

استفاده از هدفون در هر ساعت ، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش مي دهد .

چشمك زدن زنان ، تقريباً دو برابر مردان است.

شما نميتوانيد با حبس نفستان ، خودكشي كنيد.

محال است بتوانید آرنجتان را بليسيد.

وقتي كه عطسه مي كنيد مردم به شما "عافيت باش" مي گويند ، چرا كه وقتي عطسه مي كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي‌ايستد.

 وقتي كه به شدت عطسه مي كنيد ، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد ، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.

تنها غذايي كه فاسد نمي شود عسل است.

 


خواب نوشين
به رسم عادت مألوف ، آقا ميرزا عباس ، بزرگ حكيمان مريض خانه غرضي كه چنديست ا‍‍‌ِسناد بر شيخوخيت مجمع حكيمان بلاد ملاير نمودندي ، فرمود تا در سنه اول شهريور ماه جلالي كه يوم ولادت فخرالملوك شيخ الرئيس  حكيم بوعلي سينا است ، كلامي چند در نوشتن آوردي و قبل القرائه به رؤيت بزرگان رساندندي تا برسبيل عادت ، خاطر خطير قاريان و مستمعين مكدر نكردي و بر اعاظم بلاد ايراد نابجا نگرفتي ، كه وضعيت حال چون گلستان است و حكيمان به بوستان اندرند ! . طبيبان را مال بسيار است و حكيمان را نياز به وام ، نه ! . حكيمان كاخ برافراخته اند از مال حلال و اندرون از اشرفي و جهازِ بسيار اندوخته ، حق العلاجِ بسيار گرفته ، از اكناف ، اقسام طيور و بُلدان و اَشربه و اغذيه فراوان به ديده منت بر پيشگاه حكيم آورند  و بر وفق رضا وجه بسيار بر سفره حكيم نهادندي كه از زيادت آن طفلان بسي رفيع ! گشته و نسوان بسي قطور! و هاكذا  محكمه از انبوهي مرضا سياه بودي و مراكب جديده ابتياع فرمودي و محكمه خريدي و مستاجر نبودي و بر ساعد نسوان تا مرفق النگو بنشادي ، سفرهاي خارجه بر بلاد چين و ماچين ، بسيار برفتي ، ابنيه بر كرانه بحر طبرستان مرتفع فرمودي ، كرور كرور اشرفي ها در خزانه ملت و رفاه و سپه و غيرو ذخيره نمودي و زيادت را در منزل آوردي كه ، طفلان به وقت آسودگي بازي نمايند ، چندانكه جيرينگ جيرينگ اشرفي زيادت نمود . به ناگاه ضعيفه منزل به هوار سخن آغاز كردي كه مرد :

            خواب نوشين بامداد رحيل                                         باز دارد پياده را ز سبيل

برخيز كه داروغه با جمعي طلبكاران بر درند !

نوشته شده در سال 1382


دست زور
بينوا مردي را شنيدم كه پيشاب چون زبان الكنان در قطره افتاد ! . چندانكه از درد چون مار به خود همي پيچيدي و طاقت ، نقصان همي يافت . پس به حكيمي شد ، خوش گفتار و نيك سابقه كه جنگ ها بكردي و از بابت تيرها كه انداختي ، بهره هاي بسيار همي بردي . حكيم 80 كرور اشرفي طلب نمود تا لوله اي نرم بر بيمار همي نشاند ، شايد كه قبض ادرار مرتفع گردد . بينوا را درم بسيار نبودي . پس با خود بماند تا اندرون بگنديد .

نبشته است بر گور بهرام گور

كه دست كرم به ز بازوي زور


صفحه اصلي | اخبار | مقالات | جستجوي پزشكان | صفحه شخصي | درياره ملاير | سوالات متداول| ارتباط با ما | اطلاعات ساير سازمانها | درباره ما

Copyright © 2007, All Rights Reserved
کليه حقوق اين وب سايت محفوظ و متعلق به سازمان نظام پزشكي شهرستان ملاير مي باشد

بهترين حالت صفحه نمايش براي مشاهده سايت 768 * 1204