چرا... بنويسيم ؟
عدالت در اطلاع رساني و دستيابي به آگاهي، همچون عدالت در تقسيم قدرت و ثروت از اركان عدالت اجتماعي است و انسان امروزين در جوامع توسعه يافته و نوين، تعيين سرنوشت خويش را، خود در دست گرفته است. او كه قبول اين بار امانت، انسان بودنش را رقم زده و معني واعتبار بخشيده بود، تعقل متكي بر تجربه را فرا راه خويش نهاد و به دست آوردن آگاهي و دانش را سرلوحة تلاش قرار داد. و اينك چگونه مي تواند در اين گرگ و ميش ترديد، در آن قيرگون وحشت، بدون چراغ نور افشان، راه را از بيراهه بشناسد ؟ در مباني تفكر جديدش هر انساني يك خليفه الله است و مايه افتخار احسن الخالقين، نه رعيتي و يا گوسفندي محتاجِ شبان. و در اين ميان رسانه ها و مطبوعات همان گوهر شبچراغند كه نور آگاهي بر دل آدميان مي افشانند ؛" امّا شاكراً و امّا كفوراً. "
پوپر فيلسوف معاصر، در يك دسته بندي جهان را در سه جايگاه مي نشاند : 1- جهان ماده 2- جهان آگاهي يا وقايع ذهني 3- جهانِ عيني شدة جهان دوم که بصورت دانش، هنر، موسيقي، كتاب، نوشته و... خود را ظاهر می سازند. ايده هاي انتزاعي فقط وقتي بر ديگر ايده ها و جهان مادي اثرگذار هستند كه عيني شوند، يعني به جهان دانش عموم ( در مقابل افكار خصوصي ) بپيوندند.
زمانيكه ايده ها بيروني شدند، تعامل و تقابلشان آغاز مي گردد و پاي" نقد" به ميان كشيده مي شود." نقد مكانيسمي است كه به مدد آن دانش در يك فرآيندِ بقاي اصلح، به صورتي فزاينده رشد مي كند." و زبان امكان عيني شدن و نقد وقايع ذهني را فراهم مي كند. نقدِ يك ايده در ذهنِ خودِ شخص نيز آسان نيست. بسيار اتفاق افتاده كه فكري مدتها در ذهن كسي وجود داشته ولي به محض گفته شدن و عيني شدن، خودِ آن شخص به اشكالات آن پي مي برد." حرفهاي عيان گاه به هنگام بيان از بداهتشان مي افتند. " به تعبير پوپر، تفاوت اندك ميان انديشيدن در باره اينكه " امروز شنبه است" و گفتن اينكه " امروز شنبه است" از حيث امكانِ نقد تفاوت عظيمي دارد.
بي شك نقد و انتقاد، سبب ساز توسعه و پيشرفت فرهنگ و تمدن بشر بوده است. و نقادان خادمان صديق و پاك باختة بشريت ؛ در حاليكه مداحان نه تنها هيچ دِيني بر نوع آدم ندارند كه همواره چون انگلي بر پيكره شريف بني آدم سنگيني كره اند.
نوشتن، زمينه ساز فرهنگ نقادي است و انسان، محتاج نقد. هيچ انساني به واسطه افكار و اعمال انسانيش فراتر از حوزه نقد نيست.
نوشتن مشوق گفتگو است و برهمكنش افكار و عقايد مختلف، موجب اعتلاء فرهنگ و تسريع پيشرفت. يكي از انديشمندان منتقد، Dialog را تنها يك بازي مي داند. اگر هم فقط يك بازي باشد، قاعده اش منطق است و شايد گاهي مغلطه و در هر صورت بدون خونريزي است و انساني تر از زور و خشونت، كه خشونت، اخلاق را تعطيل مي كند و هر عملي را عليه دشمن فرضي روا مي داند.
مسئووليت و تشكل از مفاهيم بنيادي جوامع نوين انساني است و سازمان نظام پزشكي شهرستان ملاير بر آن است تا وام خويش بگزارد و رسالت انساني خويش را در جهت انتقال و رشد آگاهي، زمينه سازي فرهنگ گفتگو، بستر سازي و رسميت دادن به نقد و انتقاد به جاي آورد. و چه زیباست که شیخ الرئیس ابوعلی سینا نام کتاب طب خود را قانون نام نهاد و سايت رسمي سازمان نظام پزشكي ملاير می کوشد تا فرهنگ طب نوین را بر پایة قانون و اخلاق مداری رواج دهد.ايدون باد.