به بهانه روز پزشك
سلام، سلامي پاك كه از عمق قلب كوچكي طلوع مي كند تا سبزترين حضور بهار را در شكوه و تقدس كلام آسماني ات احساس كند.
شب با حضور تو غروب مي كند تا آفتاب، اين گوهر يگانه آسمان بر جايگاه حسن خويش نشيند و اگر نسيمِ محبتِ نفسي زنجير ابرها را باز كند، باران، پاك ترين نغمه هايش را ساز خواهد كرد. باران كه روزي افسانه تقدس احساس بوده است، چقدر دوست دارد بگويد تقدس چيزي شبيه اشك هاي مجلس عزاداري نيست. صداقت محض است، باور حقيقي برهنه است، پرتو نور است يا اصلاً خود خورشيد، بي كرانه است. پاك است.
تقدس، قلب شكسته ايست كه لبخند مي زند، قلبي كه عشقش را در روشني دور، از دسترس ِ دنيا پنهان كرده است.
مقدس، طنين صداي توست. نگاه توست كه مقدس است. زيرا كه پرده شب به حرمت حضور نگاهت كنار مي رود. اين اعتماد نيست. اين قدرت دست هاي اعتقاد است كه پرنده ي حرف هاي زنداني را آزاد مي كند.
چه مژده ايست براي زمين ( كه هميشه در انتظار بهار نشسته است )، امروز خالي از ياس و شكوفه نيست،
وجود تو هست. نگاه تو هست،...
روزت مبارك. روزي كه براي مداواي دردها، دست تو با دست هاي خدا يكي مي شود.
سرت سبز و دلت گرم و لبت خندان
و سينه ات آتشكده عشق يزدان باد.