اندر حكايت لغو آزمون دستياري 88
* دكتر مسعود شهيدي
خدا پدربزرگم را بيامرزد. هميشه مي گفت: " اگر مي خواهي چيزي را بخري اول ببين مي تواني آن را به همان قيمت كه خريده اي بفروشي؟"
در خبرها آمد كه آزمون دستياري اسفند 88 به دستور وزير محترم بهداشت لغو شد.علت لغو آزمون را هم " اعتراض برخي از داوطلبان" اعلام كردند. بعد هم توضيحات تكميلي اش رسيد كه 25 سئوال آزمون دستياري را صبح روز امتحان به دفتر رئيس دانشگاه علوم پزشكي تهران پست ! كرده اند و چون رئيس دانشگاه به دليل برگزاري آزمون سرش شلوغ بوده، بعد از آزمون متوجه بسته ي پستي شده و ماجرا را تلفني به وزير اطلاع داده است. بعد از آن، خبر تكميل تر! شد. به اين معني كه 25 سئوال آزمون را 150 ميليون تومان فروخته اند. كساني هم بوده اند كه 10 ميليون تومان سئوالات را خريده اند. بعضي ها هم يك ساعت قبل از امتحان 4 ميليون تومان پول داده اند و اين 25 سئوال را خريده اند. بعد از آن يك خبر تكميل تر ! رسيد كه " پزشكان متخلف نيستند. ما نمي دانيم بسته ي سئوالات چگونه به دفتر رئيس دانشگاه پست شده است". بعد يك خبر ديگر آمد كه وزير محترم قبل از آزمون از لو رفتن سئوالات مطلع شده، اما بدليل ضيق وقت، فرموده اند بگذاريد آزمون برگزار شود، بعد آن را باطل اعلام مي كنيم.
يادم مي آيد سال ها پيش، يعني سال هايي پيش از انقلاب، يكي از جوان هاي آن موقع تعريف مي كرد كه: " شب امتحان ديپلم ( كه آن موقع ها براي خودش اجر و قربي داشت ) توي يك پارك نشسته بوديم و درس مي خوانديم. يك ماشين سياه رنگ آخرين مدل كنار پارك نگه داشت. مردي با فكل و كراوات از آن پياده شد. بعد به سراغ ما آمد و پرسيد: چه مي خوانيد؟" و ما هم پاسخ داديم كه براي امتحان نهايي فردا صبح آماده مي شويم. بعد آن مرد از توي كيفش چند برگه سئوالات امتحاني را كه قرار بود فردا برگزار شود به ما داد و گفت از اين سئوالات به دوستانتان هم بدهيد و رفت. اين واقعه براي ما آن قدر عجيب بود كه باور نكرديم كه اين سئوالاتي است كه فردا امتحان خواهيم داد. از آن به بعد هر شب امتحان مي آمد و سئوالات را مي داد و مي رفت. بي آنكه پولي بخواهد يا چيزي بگويد. چند روز بعد خانم دكتر فرخ رو پارسا وزير فرهنگ ( تنها وزير زن پيش از انقلاب ) كله پا شد. آن هم به بهانه ي بي كفايتي در برگزاري امتحانات نهايي.
حالا چند سئوال به ذهنم الكنم رسيده است كه مي خواهم بپرسم:
1- فرض كنيد شما طراح سئوال امتحان يا كارمند خزانه ي سئوالات يا مسئول برگزاري آزمون هستيد و شيطان گولتان زده و تصميم گرفته ايد 150 ميليون تومان بابت فروش سئوالات به جيب بزنيد. جسارتاً مغز الاغ نخورده ايد كه يك نسخه از آنهايي را كه فروخته ايد به دفتر يكي از رؤساي دانشگاه ها پست سفارشي كنيد. خورده ايد؟!
2- حالا باز هم فرض كنيد مغر آن حيوان نجيب را خورده ايد، يك نسخه براي رئيس دانشگاه پست كرده ايد، فاكتور رسمي دريافت 150 ميليون تومان را هم براي ايشان پست مي كنيد؟! تا رياست محترم دانشگاه كه به عمرش از اين چيزها نديده، نرخ دستش بيايد كه نرخ فروش 25 سئوال دستياري چقدر است؟
3- از طرف ديگر فرض كنيد شما مي خواهيد سئوالات آزمون دستياري را بخريد. ده ميليون تومان هم جمع كرده اي و داده اي به يك بابايي تا سئوالات را بخري. بعد از اينكه سئوالات را خريدي، باز هم مغز آن حيوان نجيب را نخورده اي كه يك نسخه از سئوالات را به دفتر رئيس دانشگاه پست كني! تا هم خودت لو بروي و هم آزمون زير سئوال برود؟ خورده اي؟!
4- حالا فرض كن كه تو دانش اين كه در آزمون دستياري قبول شوي را نداري و مي داني كه خيلي از پزشكان يك سال يا بيشتر در خانه مي نشينند و روزي ده دوازده ساعت درس مي خوانند و رقابت هم خيلي فشرده است. وجداناً حاضري براي خريد فقط 25 سئوال از دويست سئوال، ده ميليون تومان بپردازي؟ فرض كن هر 25 سئوال را درست زدي، به چه دردت مي خورد؟ 175 تاي باقيمانده را مي خواهي چه كني؟ وقتي رشته و محل تحصيل با دهم نمره جابجا مي شود، داشتن يك هشتم سئوالات دردي از آدم متقلب دوا نمي كند كه به آن دل ببندد. شما مي بندي؟!
5- حالا فرض كن تو فرخ رو پارسا باشي، يا نه، مرضيه وحيد دستجردي باشي، يا از آن هم بالاتر، رئيس جمهور باشي. ( فرض كردنش كه غير ممكن نيست! ) پخش كردن سئوال امتحاني يك آزمون ( كه صدها آزمون در سال برگزار مي شود ) چه دخلي به تو دارد؟ اگر يكي از عناصر زيرمجموعه ات زيرآبي رفت و آن را كردند علم يزيد تا تو را دست بيندازند، خوشت مي آيد؟
6- ممكن است بگويي " نه. اين وظيفه ي هر مسئولي است كه عناصر زيرمجموعه اش به بهترين وجه كاركنند." خيلي خوب قبول. اگر توي بيمارستان رئيس بيمارستان يا بخش نيستي، توي بقالي ات شاگرد نداري، حمام عمومي نداري كه چند تا دلاك زير دستت باشند، مي تواني از نحوه ي مديريت در خانه ي خودتان حساب كار دستت بيايد يا نه؟ زن و بچه ات يا همسر مهربانت، گاهي در زمينه هاي ريز و درشت زيرآبي نمي روند؟ تا اول يك سوزن به خودت بزني بعد يك جوالدوز به ديگران.
واقعيت قضيه شايد اين باشد كه:
الف - آقايان جامعه ي ما، اصولاً دوست ندارند " زن " رئيسشان باشد. ( همان كه قبلاً بهش مي گفتند روحيه مردسالاري ) بنابراين پوست خربزه مي گذارند زير پاي خانم وزير تا او را كله پا كنند و بعد هم جار بزنند كه: " ديديد گفتيم زن به درد كار بزرگ نمي خورد."
ب- در خروشندگي ها و داغ شدن بازار سياست در تاريخ معاصر ايران، كه هر ده بيست سال يك بار اتفاق مي افتد، هميشه بايد بهانه هايي باشد تا سياست مداران را با آن مشغول نگه دارند يا برعكس. زماني كمبود مصنوعي نان اتفاق مي افتد و نانوا در تنور مي اندازند تا فراواني رخ دهد و توانمندي به اثبات رسد و زماني ديگر بهانه اي ديگر. و خدا را شكر كه بهانه هميشه زياد است. جامعه ي ملتهب، هميشه آماده است تا مسئوليت اتفاقات كوچك را از آدم هاي بزرگ بخواهد، نه برعكس. بنابر اين اگر آسفالت يك خيابان فرو بنشيند، شهردار بايد عوض شود. اگر يك مهماندار خارجي در يك هواپيماي استيجاري اشتباهي مرتكب شود، وزير بايد استيضاح شود و ...
ج- تغيير اتوبوسي مديراني كه از ده ها فيلتر گزينش و حراست عبور كرده اند و تا ديروز كسي نمي توانست از گل كمتر به آنها بگويد، آن هم با ورود مدير جديد و به بهانه ي لو رفتن سئوالات آزمون ( بي آنكه بدانم آنها كه مي روند كه هستند و آنها كه مي آيند، كه ) هيچ مشكلي از ساختار آموزشي وزارت بهداشت حل نمي كند.
د- سال ها پيش سئوالات آزمون دستياري به طور كامل لو رفت ( يا بهتر است بگوييم به خوبي فروخته شد. ) صداي همه ي داوطلباني كه حسابي درس خوانده بودند در آمد. بعضي ها كه بي سواديشان ضرب المثل بود، در بهترين رشته هاي تخصص پذيرفته شدند. پرونده در پيچ و خم و هزار توي دستگاه قضايي آنقدر گير كرد تا همه ي آنهايي كه سئوال خريده بودند، فارغ التحصيل شدند و امروزه لياقت هايشان را به رخ ديگران مي كشند. سياسي كاري مشكلي از انتخاب اصلح و شايسته جهت آموزش دستيار حل نمي كند. اختصاص سهميه هاي مختلف از قبيل سهميه خانم ها، مديران، بومي و از اين قبيل كه با نمرات كمتر، ورودي مي پذيرند، حاصلي بهتر از آنكه عده اي با سئوال خريدن مشكل ورود خود را به مرحله ي بالاتر حل كنند، ندارد. نتيجه اش يكي است. مردم جانشان را به آنهايي مي سپارند كه شايستگي كمتري دارند.
و ختم كلام:
تمدن، يعني پايبندي اعضاي يك جامعه به قانوني كه متناسب با نياز هاي روز جامعه باشد و بتواند براي شهروندانش امنيت اجتماعي فراهم سازد و سياست زدگي و سياست پيشه گي بدون توجه به متوسط دانش اجتماعي، صرفاً دور كردن جامعه از رفتارهاي متمدنانه خواهد بود.