ماشين نظام پزشكي!
* دكتر مسعود شهيدي
رئيس سازمان نظام پزشكي شهرستان ملاير
منزل يكي از دوستان ميهمان بودم. خانم صاحبخانه از قول يكي از اقوامش گفت: " بارك الله. نظام پزشكي چه ماشين بانمكي به دكتر شهيدي داده! " مي دانستم گوش هايم بلند است، اما خدايي با شنيدن اين يك جمله، گوش هايم بلندتر از قبل شد! ياد چهار سال پيش افتادم كه يكي از همكاران گرانمايه به مطب اينجانب آمد و پرسيد: " حقوق رئيس نظام پزشكي چقدر است؟ من مي خواهم كانديدا شوم! " از حق نگذريم راست هم مي گفت. در شرايطي كه برخي كارمندان ادارات براي مأموريتِ نرفته، برگ مأموريت پر مي كنند، براي كارِ انجام نداده، اضافه كار مي گيرند و حتي براي نيامدن سرِ كار حقوق مي گيرند، براي ديگران غيرقابل باور مي نمايد كه سازمان نظام پزشكي فقط دست بگير داشته باشد. و گاهي در پرداخت قبض آب و برق و تلفن و حقوق كارمندش گير باشد. طي سال هاي گذشته هر جا جلسه اي بود، از تهران تا شمال تا همدان و براي انواع و اقسام كارهاي اداري كه خيلي هاشان هم كاملاً زائد مي نمود و مي شد با يك دستورالعمل كتبي سر و ته قضيه را هم آورد، اين حقير با وسيله شخصي به جاده زده ام. بدون حكم مأموريت. بدون پرداخت هرگونه وجهي از طرف سازمان. بدون گرفتن مرخصي از مطب شخصي! بدون دريافت سهميه سوخت و از همه مهمتر بدون اينكه كسي بگويد " فلاني دستت درد نكند. "
طي سال هاي گذشته هيچيك از مسئولان نظام پزشكي كل كشور پاسخي قطعي در مورد سوانح احتمالي حين كار يا رفت و آمد براي هيئت مديره و رئيس سازمان هاي نظام پزشكي نداده اند. معلوم نيست در اين رفت و آمدها اگر سانحه اي اتفاق بيفتد تكليف خانواده آن رئيس ! عزيز چه خواهد شد. كما اينكه در يكي از همين مأموريت هاي مجاني، در وروديِ تهران تصادف كردم. خسارت ديدم و از جيب مبارك، اتومبيل را كه البته به شخص اينجانب تعلق دارد و سند و مدركش هم موجود است و البته قيمت اين ماشين نمكين ! از يك پژوي ايران خودرويي هم ارزان تر است، هزينه هاي تعميرش را پرداخت كردم.
جامعه مدني، حضور فعال و دلسوزانه اعضايش را مي طلبد تا با حضور در عرصه هاي غيردولتي به ارتقاء سطح كيفي خدمات اجتماعي بپردازند. جمله اي را كه نوشتم دوباره خواندم. دلم نيامد ادامه دهم. همان جامعه مدني، حضور فعال و دلسوز، ما را بس.
نمره بيست به پاداش عمل مي بخشند
ما كه رنديم و گدا، نمره ده ما را بس