آسمان دادسرا
* دكتر احمد حسين اشرفي
داديار دادسراي انتظامي سازمان نظام پزشكي
كوچولويي 9 ماهه با عضلات اسپاستيك، به سختي مي تواني زانويش را خم كني؛ نكردم. از مادرش خواستم خودش خم كند، ترسيدم زير دستم بشكند. طفلكي ناشنوا هم شده است، يعني كر و لال، ABR هم كرده بودند. راهنمايي شده بودند براي كاشت حلزون، مشكلشان Central بود، جوابشان كرده بودند.
آدم ، ناخواسته، خودش را مي گذارد جاي آنها؛ خدايا ... نخواه ...
يكي از بچه ها مي گويد، اي كاش به ما حق افسردگي مي دادند؛ مثل بقيه حق و حقوقمان كه نمي دانيم بر كجاي اين شب تيره بياويزيم.
نوزاد هشت روزه را با زردي مي برندش پيش متخصص اطفال كه خوش نام است و معروف است ،كه با دقت بيمارانش را Manage مي كند. جواب آزمايشگاه نادرست بود.G6PD نرمال. نوزاد با بيلي روبين 16 بستري نشد. چهار روز بعد، با زردي بيشتر و اندكي بدحالي باز هم مي برندش مطب. اينبار بستري مي شود. بيلي روبين در بيمارستان گزارش مي شود 12. كارهاي معمول: فتوتراپي ، Sepsis Work up و ... فردا از آزمايشگاه بيمارستان، به پزشك اطلاع مي دهند، بيلي روبينش 35 بوده و G6PD ناقص، ببخشيد! ناف بچه افتاده بود، كاتتر گذاري براي تعويض خون مقدور نشد و اعزام. و نتيجه Kernicterus ؛ بچه اي عليل كه آينه دق پدر و مادرش شده، موجودي بي گناه و بدشانس و ما ... كه غم اين خفته ي چند، خواب در چشم ترمان مي شكند.
و در اين بيداري و بيخوابي، خود را زير شلاق نقد مي گيرم كه چه مي كني و چه ميخواستي؟
وقتي آمديم نه سوداي قدرت بود، نه عقده ي شهرت و نه وسوسه ي ثروت كه اصلاً جاي اين حرف ها نبود. آمديم تا يك مسؤوليت اجتماعي را لبيك گفته باشيم. تا يك حميت صنفي را تجلي بخشيم. صنفي كه سلامت مردم و مردمي جزء لاينفك آن بود. آيا وظيفه ما ، در اين خلاصه مي شود كه به تظلم بيماري رسيدگي كنيم و حق دادرسي را آنگونه ادا كنيم كه حرمت پزشك، با آن وظايف خطير و انسانيش، محفوظ بماند و حريم بيمار نيز شكسته نشود و بهانه به دست عقده گشايان هرزه درا نيفتد. و آيا اين تلاش صنفي، با همه نتايج مباركش، در جا زدن و تحليل رفتن در يك سيستم با مديريت بازدارنده نيست؟ آيا نمي توان قبل از معيوب شدن يك سيستم، آنرا پيش بيني كرد و با آينده نگري علاج واقعه را قبل از وقوع نمود؟
و آنوقت اين واقعيت بر سرت هوار مي شود كه بسياري از بديها، بديهي شده است. و تو با كدام ساز و كار و با كدامين توش و توان مي خواهي كداميك از اين معضلات را حل كني؟
ناآگاهي مردم كه نه حق خود را مي شناسند و نه راه رسيدن به آن را مي دانند و اگر مي دانند، راههايي را ترجيح مي دهند كه تو مي داني به ناكجا آباد منتهي مي شود. وقتي مردم فريبي با مردم داري اشتباه مي شود، وقتي رياكاري قدر مي بيند و اخلاق عتيقه اي شده است زير خاكي. فرو كوفتن حق با قانون، بلا موضوع كردن قانون به بهانه اخلاق؛ يك بام و دو هوا. فرافكني، موج سواري، فرصت طلبي، عافيت جويي و ...
و باز به خودت نهيب مي زني كه بالاخره بايد از جايي شروع كرد. يك گام به جلو و ثبات بخشيدن به آن يعني شادي فراوان از كاركي كه اگر تو نبودي شايد، به اين زودي انجام نميشد.