قبل از آنكه نظام سلامت فوت كند ، بودجه 87 را دريابيم
* دكتر مسعود شهيدي
رئيس سازمان نظام پزشكي شهرستان ملاير
هرساله پائيز و زمستان به اين مي انديشيم كه بودجه سال بعد چه خواهد شد؟ هرساله هر گروهي از ديدگاه خودش بودجه سال آينده را تجزيه و تحليل مي كند. به قول فرنگي ها لابي تشكيل مي دهد. بزرگان را دعوت مي كند. نمايندگان مجلس و اعضاي كميسيون هاي مختلف را مي بيند تا شايد براي سال بعد، فرجي بشود ... كه نمي شود. همه از نظام سلامت مي گويند. همه دلشان براي نظام سلامت مي سوزد. حتماً براي سلامتي مردم هم دلشان مي سوزد اما ما نمي فهميم. برنامه چشم انداز بيست ساله مي گويد تصدي گري دولت بايد هر سال كمتر از سال قبل باشد. چشم انداز مي گويد واگذاري به بخش خصوصي بايد روز به روز بيشتر گردد. بدنه دولت كوچكتر شود.سهم پرداختي مردم در خدمات درماني به كمتر از سي درصد برسد. مجلس تصويب مي كند و حق تعيين تعرفه بخش خصوصي به خودش واگذار مي شود. همان مجلس سرانه درمان را اضافه نمي كند تا سازمان هاي بيمه گر بتوانند سهم بيشتري از هزينه هاي درماني مردم را پرداخت كنند. نظام بيمه اي خودش از بيماران رو به موت است. هيچ جاي دنيا كسي را روي تخت بيمارستان بيمه نمي كنند.پس الزاماً سازمان بيمه نگاهش به دست دولت و مجلس است و جيبش خالي. امروز براي يك آزمايش ، راديولوژي ، سونوگرافي ، سي تي اسكن و غيره، 65% بيمار پرداخت مي كند و 35% بيمه. براي ويزيت پزشك، بيش از 70% بيمار پرداخت مي كند و كمتر از 30% بيمه و اين درست برعكس برنامه هاي چشم انداز بيست ساله است. مسئولين وزارت رفاه و وزارت بهداشت و درمان بجاي حل ريشه اي مشكلات مردم، دو روش غيراصولي را اعمال مي كنند. اول اينكه به بخش خصوصي فحش مي دهند، دوم اينكه به تقويت درمان مستقيم براي خودشان مي پردازند. اولي خلاف اخلاق و شئونات اسلامي است و دومي خلاف برنامه چشم انداز. تازه اگر از درمان هاي بي محتوا و فله اي كه در يك شيفت بيش از 100 بيمار پزشك را ويزيت مي كنند يا وجه زيرميزي كه در همان مراكز دولتي از بيماران دريافت مي شود بگذريم.
جلسات و كارگروه ها معمولاً بدون نتيجه مفيد پايان مي پذيرد. از اقصي نقاط كشور با صرف وقت و هزينه بسيار جمع مي شويم تا بشنويم كه هر كس مي خواهد حرف خودش را به كرسي بنشاند و نتيجه اش غير از كيك و چاي ساعت ده و جوجه كباب ناهار ... هيچ.
سالهاست كه براي حل مسائل پيچيده راحت ترين روش را انتخاب مي كنيم. يعني حذف صورت مسئله. انداختن تقصير به گردن ديگران و نهايتاً توصيه به صبوري كه " الصبر مفتاح الفرج" و مردم نيز به خاطر عشق به ارزش هايي كه در جانشان ريشه كرده است صبوري پيشه كرده اند.
يك ضرب المثل قديمي مي گويد: " اول يك سوزن به خودت بزن بعد يك جوالدوز به مردم." امروز ساده ترين بيماري ها براي مردم بطور متوسط بيست هزار تومان خرج برمي دارد. انصافاً براي كسي كه دويست هزار تومان حقوق مي گيرد ترس از بيمار شدن از خود بيماري وحشتناك تر است. حالا خداي نكرده بيماري هاي بزرگتر، بيماري هاي صعب العلاج يا لاعلاج كه ديگر هيچ. خيلي از داروهاي جديد جزء نظام بيمه اي قرار ندارند. برخي از خدمات نوين پزشكي هنوز در نظام بيمه تعريف نشده اند و اين خود فشاري است مضاعف بر قاطبه مردم و اقشار آسيب پذير.
حاصل آنچه گفته شد دو چيز بيشتر نيست. اول فشار به مردم. دوم ناسزا به جامعه پزشكي كه خودش جزئي از مردم است. واقعيت اين است كه دستمزد قانوني جامعه پزشكي زياد نيست. از حدود 5% ابرپزشكان كشور كه حق خود را ( و گاهي بيش از حق خود را ) از مردم مي گيرند و جالب اينكه مردم ، هم زيادتر به آنها مراجعه مي كنند و هم احترام بيشتري برايشان قائلند، صرف نظر كنيم، مقايسه آماري نشان مي دهد كه شأن و جايگاه جامعه پزشكي كشور به شدت خدشه دار شده است. جهت نمونه و آگاهي به استحضار مي رساند، حداقل دستمزد در ايالات متحده با 44 ساعت كار در هفته حدود يك ميليون و چهارصد هزار تومان است و حداقل ويزيت پزشك دويست هزار تومان ( كه پر واضح است اكثر مبلغ فوق را بيمه پرداخت مي كند. ) يعني نسبت يك به هفت. اين درحاليست كه حداقل دستمزد در ايران دويست هزار تومان و حداقل ويزيت پزشك سه هزار تومان است. يعني نسبت 2-5/1 به صد. ضمن اينكه توزيع بيمار نيز در كشور ما عادلانه صورت نمي پذيرد. جالب اينجاست كه قاطبه مردم هرچه فرياد دارند بر سر آن بخش از جامعه پزشكي مي كشند كه در خط اول درمان قرار دارند و كمترين بهره مندي اقتصادي را منتفع مي گردند. و جالبتر اينكه اكثريت جامعة شيفته قدرت، هنوز هم آرزو دارند فرزندانشان دكتر شوند.
حاصل همه عرايض فوق الذكر چيست؟ فحش و ناسزا مشكلي را از نظام سلامت حل نمي كند. پزشكي امروز به پول نيازمند است. امكانات جديد، دستگاه هاي مدرن و كارآمدتر، داروهاي جديدتر، اطلاعات علمي به روز، ايجاد فراغ بال و آسايش رواني براي شاغلين حرف پزشكي، همه و همه پول مي خواهد. تكوين نظام بيمه اي هماهنگ مي طلبد. اي كاش بيمه تكميلي وجود خارجي نداشت تا دست اندر كاران ما لمس مي كردند كه بيمه همگاني ناكارآمد است. سرانه درمان كه طي سال هاي گذشته به پيشنهاد دولت از تصويب مجلس گذشته است، فوق العاده ناكافي است و روز به روز بر پيكره اصلي جامعه صدمات جبران ناپذيري را وارد خواهد كرد. خوددرماني روز به روز بيشتر خواهد شد. فشارهاي اقتصادي باعث افزايش فشارهاي رواني خواهد گشت. از آن گذشته خدمات نظام سلامت صرفاً به جامعه پزشكي محدود نمي شود. كمي دقت در بررسي بودجه 87 خود بيانگر عرايض اينجانب در ساير حوزه هاي سلامت نيز خواهد بودكه به اختصار به عرض مي رسد.
بنا بر لايحه بودجه 87 تقديمي دولت به مجلس، سهم سلامت در بودجه سال 87 نسبت به سال 86 حدود 6/0درصد كاهش نشان ميدهد، جالب آنكه در لايحه كنوني بودجه 87 بودجههاي ذخيره داروهاي استراتژيك و پيشگيري از بيماريهاي دهان و دندان كه چند سالي از سوي مجلس با محوريت كودكان زير دوازده سال تأكيد و مصوب شده بود، به كلي حذف شده است. همچنين بودجه حمايت از بيماران صعبالعلاج و اعتبار عوارض گمركي واردات آمبولانس بيش از 30 درصد كاهش يافته است. اين در حالي است كه اعتبار خانههاي بهداشت روستايي نيز به ميزان 25 درصد كاهش داشته است. از سوي ديگر، بودجههاي كمك به بيماران سوختگي، رواني، اورژانس، مناطق محروم و بيماران نيازمند و نيز اجراي برنامه ساخت مسكن براي متخصصان پزشكي در مناطق محروم، بيش از 15 درصد كاهش يافته است. همچنين اعتبارات بيمه خدمات درماني كاركنان دولت 15 درصد، بنياد بيماران خاص 7 درصد، فعاليتهاي آموزشي و دانشجويي پزشكي 9 درصد، كمك هزينه دانشجويان بيمارستانهاي آموزشي 9 درصد، مسكن معلولان 40 درصد و بيماران نوپديد و بازپديد 10 درصد كاهش يافته است.
خلاصه كلام اينكه " سلامت" واژه اي عام است و تندرستي فرد را در حوزه هاي جسمي و رواني معني مي كند. ارتقاء سطح سلامت جامعه يكي از بزرگترين دغدغه هاي جوامع پيشرفته به حساب مي آيد و يكي از مؤلفه هاي اصلي در تعيين ميزان پيشرفت جوامع محسوب مي گردد. همچنين افزايش رضايتمندي آحاد مردم يكي از وظايف اصلي مسئولين است، خصوصاً كه اساساً دردمندي و بيماري بطور طبيعي آستانه تحريك انسان ها را پايين مي آورد و رنجش مسلمان، خود گناهي بزرگ است.