تاريخ امروز: ۱۴ /۶ /۱۳۸۹

جستجوي :
 
 


مقالات
Helicobacter pylori seroprevalence in Malayer, Iran
اندر حكايت لغو آزمون دستياري ۸۸
در سوگ صداقت
ماموگرافي اپتيك
نكاتي چند در مورد آدنوپاتي
فانتين (داستان)
صداي پاي بي تفاوتي
رد پاها گر نمي افتاد روي جاده ها لغزان
كشتي تعاوني مسكن چگونه به گل نشست؟
ماشين نظام پزشكي!
گزارش يك موردسرطان غيرتهاجمي دردوران شيردهي
اشك مادر
گزارشي از بیماری سل شهرستان ملایر در سال ۱۳۸۶
جامعه پزشكي خجالت نمي كشد ؟
آسمان دادسرا
به كدامين گناه ؟
ماجراي آبراهامويچ شدن بنده !
زايمان در آب
قبل از آنكه نظام سلامت فوت كند ، بودجه ۸۷ را دريابيم
نان گرم
چرا سريال پرستاران را دوست داريم ؟
معرفي كتاب ۱ " انسان در مسير زندگي "
خاطراتي از CCU
هذيان هاي خواب و بيداري !
يك روز با رئيس سازمان نظام پزشكي ملاير
پزشكان شهرستاني ... چه مي كنند ؟ چه مي خواهند ؟
ضرورت جدي بازنگري در نظام آموزش مداوم
چكيده اي از قانون تشكيل شوراهاي حل اختلاف ويژه جامعه پزشكي
توكسوپلاسموز و حاملگي
بررسي ارزش تشخيصي آزمايش Thyroid Uptake
آب را گل نكنيم
اپيدميولوژي سرطاني به نام گُلدكوئست
آيا پاتولوژي هميشه حرف آخر را ميزند؟
خردك شرري هست هنوز ؟
برخورد با بيماري هاي خونريزي دهنده
تزريق داخل استخواني Intra Osseous Infusion
آشنايي با روش هاي سنگ شكني در ارولوژي
پاسخ هاي كاربردي به چند سئوال در سونوگرافي حاملگي
بررسي آماري موارد كم خوني در مراجعين به آزمايشگاه پاتوبيولوژي مركزي ملاير
پرپوفول Propofol
"پ" مثل ... پنجاه !
احمدك
خرهاي دره جوزان !
آيين نامه انتظامي رسيدگي به تخلفات صنفي و حرفه اي شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته در سازمان
آشنايي با جمعيت هلال احمر:گذشته،حال و چشم اندازهاي آينده
 
 



 نويسنده: دكتر احمد حسين اشرفي
 

  آب را گِل نکنیم

* دکتر احمد حسین اشرفی

گاهي به خودت جرأت مي دهي و اشتباهي را به دوستي كه دوستش مي داري گوشزد مي داري. بسيار شنيده اي كه « اي بابا، حالا بايد منظورت رابفهمند كه مي فهمند. اين عبارت اينطور نوشته شود به كجاي عالم برمي خورد ؟ بي خيال ! اين قدرملا لُغَتي نباش. »

گاه قيافه حق به جانبي هم مي گيرند و با لحني روشنفكرانه مي گويند : « زباني زنده مي ماند كه قابليت تغيير داشته باشد. ادبيات هر چه كاملتر شود به زبان محاوره نزديك تر مي گردد. »

و لابد بايد به قُفل گفت : قلف و به قلب بايد گفت قبل. گاهاً هم خيلي قشنگ است !. پيشنهادات هم خيلي به انتقادات مي آيد. گزارشات هم گفتنش از گزارشها ساده تر است و زبان آدم راحت تر مي چرخد. به نظر شما " قلت ابي الفرض " چه معناي دارد ؟ همان " قتل حضرت ابوالفضل " است ؟ آيا اين ها را بايد به حساب تحول و تكامل زبان گذاشت يا ناشي از بي سوادي يا بي مسئوليتي دانست ؟

بگذاريد اين حقيقت را زنده نگه داريم كه يك سامانه، زماني پايا است و شاداب و جوان مي ماند كه فرايندهاي بازبيني و بازسازيِ تيزهوش و تيزچنگ داشته باشد. ساز و كارهاي نقاديِ توانا و محكم داشته باشد. سامانه اي كه نقدپذير است و نقد موضع خود را جهت ابقاء و اصلاح خود ارج مي نهد، توسعه مي يابد و پيشرفت مي كند. جدانكردن سره از ناسره و يكي بودن دوغ و دوشاب سبب ضعف، ناكارآمدي و نابودي مي شود.

حتماً مي پرسيد چرا بجاي واژة نامأنوس " سامانه " از كلمه " سيستم " استفاده نشده است كه هم قشنگ تر است و هم به گوش آشناتر و اينهمه بار معنايي را نيز يدك مي كشد. تازه مجبور نيستيم به فرهنگ لغات مراجعه كنيم تا بفهميم " سامانه " چه معنايي دارد و در چه مقامي به كار مي رود. پاسخ آن است كه اگر قرار باشد تمام واژه هاي خارجي را سخاوتمندانه در زبان فارسي به كار بريم و هيچ تلاشي در جهت جايگزين سازي انجام ندهيم، شايد ديگر نه از تاك نشاني ماند و نه از تاك نشان. براي درست گفتن و درست نوشتن بايد زحمت كشيد و آموختني ها را فراگرفت. اما نكته جدي تر آن كه چرا متصديان امر به موقع به فكر معادل سازي نمي افتند ؟ " هلي كوپتر " شايد چهل سال است كه در آسمان اين كشور پرواز مي كند و تازه بايد نامش را "چرخبال " ناميد.

چرا از آغاز كار " تلفن همراه " در ايران، جايگزين فارسي " موبايل " را رواج ندادند تا اكنون مجبور باشند به زور آن را از اذهان عادت پذير مردم به در آورند ؟ استفاده بي حد وحصر از واژه هاي بيگانه دردي است و استفاده نادرست ازكلمات خارجي و به كار بردن واژه هاي اشتباه بيگانه دردي ديگر.

برفرهنگ دوستان اين مرز و بوم است كه علاوه بر تلاش در جهت افزايش غناي فرهنگ و ادب فارسي ، در پيرايش اشتباهات و نادرستي هاي آن بكوشند و ديگران را نيز آگاه و تشويق نمايند.

در اين نوشتار، نخست به چند غلط رايج پرداخته شده، سپس دربارة " نوشتن همزه " توضيحاتي از دستور زبان عربي آورده شده است. اغلبِ واژه هاي داراي همزه، در فارسي امروز از زبان عربي آمده و در اكثر موارد از شيوة نوشتن عربي آنها پيروي شده است. گاهي مشاهده مي شود كه

يك كلمة همزه دار (مهموز) در زبان فارسي به شكلهاي مختلف نوشته شده است. اتخاذ وحدت رويّه در نوشتن كلمات همزه دار شايسته به نظر مي رسد.

كانديد/كانديدا/كانديداتور/كانديداتوري:

كانديد (Candide) واژه اي فرانسوي به معناي " ساده دل " و " معصوم " است. كانديدا (candidate) نيز واژه اي فرانسوي اما به معناي " داوطلب " يا " نامزد " براي اجراي كاري يا احراز مقامي است. بنابراين به جاي " آقاي فلان كانديد نمايندگي است." بايد گفت : " آقاي فلان كانديداي نمايندگي است. " و اساساً به جاي آن بهتر است كه واژه فارسي نامزد يا داوطلب را به كار ببريم. كانديداتور (candidature) واژه اي فرانسوي به معناي " حالت يا عمل كسي كه كانديد مي شود" يا به بيان ساده تر " كانديدا شدن" است. اما لفظ كانديداتوري در هيچ زباني مستعمل نيست و بايد از استفادة آن پرهيز كرد. به جاي آن مي توان داوطلبي يا نامزدي گفت.

مُعَرِفِ حضور :

معرف به كسر " ر" به معناي " معرفي كننده " يا " شناساننده" است. چنان كه مي گويند : " معرف او كيست ؟" يعني " چه كسي او را معرفي كرده است ". اما معروف به معناي " شناخته شده، معرفي شده" است. گاه اين دو واژه به غلط جاي هم به كار مي رود مثلاً مي گويند " فلاني معرف حضورتان است " و معناي " فلان كس نزد شما آشناست " منظور مي باشد. در حاليكه بايد گفت ؛ " فلاني معروف حضور است ".

مفيد فايده :

مفيد به معناي " فايده دار، فايده دهنده " است و بنابراين مفيد فايده حشو است. بهتر است به جاي آن ثمربخش، سودمند و نظاير آن گفته شود و يا مفيد به تنهايي به كار رود.

مكفي :

اين كلمه در عربي به معناي " خوشگذران" است و به معناي " بسنده" به كار نرفته است. امروزه در فارسي خصوصاً در انشاي اداري آن را به جاي كافي به كار مي برند و غلط است.

مورِخ /مورَخ /مورخه :

مورخ به كسر "ر " به معناي تاريخ نگار است و به فتح "ر" يعني " تاريخ دار" يا " به تاريخ". از آنجا كه صفت در زبان فارسي همجنس با موصوف نمي باشد ؛ به كار بردن مورّخه در عبارت " پيرو نامه مورّخه هشتم ماه جاري " غلط است.

نِي / ني :

اين دو كلمه در املاء يكسان ولي در تلفظ و معني متفاوت است. ني [ney] (درقديم به فتح اول تلفظ مي شده است.) گياهي از تيره گندميان كه از ساقه هاي خشك آن سبد و حصير مي بافند و نيز نوعي ساز است كه از همين گياه ساخته مي شود.

بشنو از ني چون حكايت مي كند

از جدائي ها شكايت مي كند

 ( مولوي )

امّا ني [ni] قيد نفي است به معناي " نه " كه فقط در شعر به كار مي رود :

ني من تنها كشم تطاول زلفت

كيست كه او داغ آن سياه ندارد

( حافظ )

غالباً ني دوم را مانند ني اول تلفظ مي كنند و غلط است.

نوشتن همزه :

هرگاه همزه متحرك باشد و در وسط كلمه قرار گيرد، به صورت حرف حركت خودش نوشته مي شود.

* حرف حرکت ضمه، واو ( ؤ ) است ؛ مانند : مسؤول

* حرف حرکت فتحه، الف ( أ ) است ؛ مانند : مسأله، توأم

* حرف حرکت کسره، ی ( ئا ) است ؛ مانند : رئیس، مسائل 

* اگر همزه مفتوح و حرف ماقبل آن مضموم یا مکسور باشد، به صورت حرف حرکت ماقبل نوشته می شود ؛ مانند : مؤذن، سؤال، مؤدب

* اگر همزه ساکن باشد و در وسط قرار گیرد، با حرف حرکت ماقبلش نوشته می شود ؛ مانند : ائتلاف، تأنیث

* هرگاه همزه آخر کلمه قرار گیرد و تاء تأنیث به آن ملحق شود :

- اگر قبل از آن حرف صحیح و ساکن باشد، برپایة « الف » نوشته می شود ؛ مانند نشأۀ

- اگر قبل از آن حرف عله باشد، بعد از حرف « ی » بر پایة « ی » قرار می گیرد ؛ مانند : هیئت

 

 با استفاده از كتاب غلط ننويسيم نوشته دكتر ابوالحسن نجفي

 

پايان مقاله

  • براي ارسال لينك اين مقاله به دوستان خود آدرس  Email  آنها را دركادر زير وارد كنيد و سپس دكمه ارسال را انتخاب كنيد.
  • درصورتي كه قصد وارد كردن چند آدرس  Email را داريد.آدرس ها را با كاراكتر ; از يكديگر جدا كنيد.
  • براي ارسال نظرات و يا ارسال لينك مقاله كد امنيتي زير را در محل مربوط وارد كنيد. 

 

آدرس Email:       



ارسال نظرات براي اين مقاله:

                 نام :  *


تعداد كاراكتر هاي باقي مانده:
 
 


 



صفحه اصلي | اخبار | مقالات | جستجوي پزشكان | صفحه شخصي | درياره ملاير | سوالات متداول| ارتباط با ما | اطلاعات ساير سازمانها | درباره ما

Copyright © 2007, All Rights Reserved
کليه حقوق اين وب سايت محفوظ و متعلق به سازمان نظام پزشكي شهرستان ملاير مي باشد


بهترين حالت صفحه نمايش براي مشاهده سايت 768 * 1204