تاريخ امروز: ۱۸ /۶ /۱۳۸۹

جستجوي :
 
 


مقالات
Helicobacter pylori seroprevalence in Malayer, Iran
اندر حكايت لغو آزمون دستياري ۸۸
در سوگ صداقت
ماموگرافي اپتيك
نكاتي چند در مورد آدنوپاتي
فانتين (داستان)
صداي پاي بي تفاوتي
رد پاها گر نمي افتاد روي جاده ها لغزان
كشتي تعاوني مسكن چگونه به گل نشست؟
ماشين نظام پزشكي!
گزارش يك موردسرطان غيرتهاجمي دردوران شيردهي
اشك مادر
گزارشي از بیماری سل شهرستان ملایر در سال ۱۳۸۶
جامعه پزشكي خجالت نمي كشد ؟
آسمان دادسرا
به كدامين گناه ؟
ماجراي آبراهامويچ شدن بنده !
زايمان در آب
قبل از آنكه نظام سلامت فوت كند ، بودجه ۸۷ را دريابيم
نان گرم
چرا سريال پرستاران را دوست داريم ؟
معرفي كتاب ۱ " انسان در مسير زندگي "
خاطراتي از CCU
هذيان هاي خواب و بيداري !
يك روز با رئيس سازمان نظام پزشكي ملاير
پزشكان شهرستاني ... چه مي كنند ؟ چه مي خواهند ؟
ضرورت جدي بازنگري در نظام آموزش مداوم
چكيده اي از قانون تشكيل شوراهاي حل اختلاف ويژه جامعه پزشكي
توكسوپلاسموز و حاملگي
بررسي ارزش تشخيصي آزمايش Thyroid Uptake
آب را گل نكنيم
اپيدميولوژي سرطاني به نام گُلدكوئست
آيا پاتولوژي هميشه حرف آخر را ميزند؟
خردك شرري هست هنوز ؟
برخورد با بيماري هاي خونريزي دهنده
تزريق داخل استخواني Intra Osseous Infusion
آشنايي با روش هاي سنگ شكني در ارولوژي
پاسخ هاي كاربردي به چند سئوال در سونوگرافي حاملگي
بررسي آماري موارد كم خوني در مراجعين به آزمايشگاه پاتوبيولوژي مركزي ملاير
پرپوفول Propofol
"پ" مثل ... پنجاه !
احمدك
خرهاي دره جوزان !
آيين نامه انتظامي رسيدگي به تخلفات صنفي و حرفه اي شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته در سازمان
آشنايي با جمعيت هلال احمر:گذشته،حال و چشم اندازهاي آينده
 
 



 نويسنده: دكتر اكبر غلامعليان
 

برخورد با بيماري هاي خونريزي دهنده

* دكتر اكبر غلامعليان

* متخصص داخلي

مروري بر سيستم هموستاز :

سيستم هموستاز به دو بخش اوليه و ثانويه تقسيم مي شود .

الف / هموستاز اوليه : به مجموعه واكنش هاي رگ و پلاكت اطلاق مي شود كه هدف آن انقباض رگ و ايجاد توپي پلاكتي در محل رگهاي زخمي و بريده شده است . اين سيستم در عرض چند ثانيه فعال شده و در توقف خونريزي از مويرگ ها ، آرتريولها و ونول ها نقش بيشتري دارد . ( عملاً در بخش شرياني گردش خون )

ب / هموستاز ثانويه : به مجموعه واكنش هايي اطلاق مي شود كه به تشكيل فيبرين منتهي شده و به هسته اوليه ميخ پلاكتي افزوده شده يا جايگزين آن مي گردد. اين واكنش بيشتر در عروق بزرگتر ( عملاً در بخش وريدي گردش خون ) مهم بوده و از خونريزي هاي ثانويه كه ساعتها يا روزها پس از آسيب اوليه رخ مي دهند جلوگيري مي كنند.

در اين مبحث هموستاز اوليه و ثانويه بطور جداگانه مطرح شده اند اما در عمل پيوستگي نزديكي با يكديگر دارند . بعنوان مثال پلاكتهاي فعال شده ، باعث آزادسازي ترومبين شده ( فاكتور فعال در لخته سازي ) و ترومبين به نوبه خود ، فعال شدن پلاكتها را تحريك مي نمايد .

 هموستاز اوليه مستلزم سه واقعه حياتي است : اتصال پلاكتي ، رها شدن گرانولها و تجمع پلاكتي . درخلال چند ثانيه پس از آسيب ، پلاكتها به فيبريل هاي كلاژن دروني اندوتليوم عروق از طريق گيرنده هاي كلاژني مخصوص پلاكت به نام گليكوپروتئين IIa / Ia متصل مي شوند . همچنين فاكتور فون ويلبراند از طريق تشكيل ارتباطي بين محل گيرنده پلاكتي بنام گليكوپروتئين IX / Ib  و فيبريل اي كلاژن زيراندوتليالي ، به چسبندگي پلاكتي با جدار رگ كمك مي كنند.

در مرحله بعد پلاكتها گرانول هاي خود را تخليه مي كنند . بعضي از ترشحات پلاكتي عبارتند از فاكتور فون ويلبراند  ( VWF   ) ، آدنوزين دي فسفات ( ADP   ) ، فاكتور رشد مشتق از پلاكت ( PDGF   ) .

ADP آزاد شده باعث تغيير شكل گليكوپروتئين  IIIa / IIb   مي شود و اجازه مي دهد در واكنش به فيبرينوژن در تجمع پلاكتي ، اتصال برقرار كند .

در هموستاز ثانويه يا انعقاد ، دو مسير داخلي و خارجي وجود دارد كه در نهايت با يك مسير مشترك ( از فاكتور 10 به بعد ) با توليد ترومبين ، فيبرينوژن را به فيبرين تبديل مي كند ، سپس فيبرين هاي --------  مانند تور به همديگر اتصال يافته و گلبول هاي سفيد ، قرمز و پلاكت ها را در خود نگهداري مي كند. فاكتور 13 در انتهاي مسير انعقاد ، پس از فعال شدن توسط ترومبين ، با ايجاد پيوندهاي پپتيدي بر روي رشته هاي فيبرين مجاور هم ، باعث محكم سازي لخته و ايجاد مقاومت در برابر عوامل پروتئوليتيك مي شود .

فاكتورهاي انعقادي 2 و 7 و 9 و 10 در كبد سنتز مي شوند و براي فعاليت بيولوژيك نيازمند ويتامين K  مي باشند و داروهايي مانند سفالوسپورين ها و وارفارين باعث اختلال در عملكرد اين فاكتورها مي شوند . ارزيابي مسير انعقادي داخلي

توسط آزمايش PTT  و مسير خارجي توسط PT   انجام مي گيرد . همچنين براي ارزيابي مسير مشترك ( از فاكتور 10 به بعد ) انجام هر دو آزمايش لازم است . كمبود فاكتورهاي 12 ، پره كاليكرئين ( PK ) و كينينوژن با وزن مولكولي بالا ( HMWK ) عليرغم مختل بودن PTT   ، بيمار فاقد علائم كلينيكي است ولي در كمبود فاكتور 13 عليرغم طبيعي بودن PT  و PTT  ، بيمار داراي علائم باليني ( سقط هاي مكرر ، نازائي در مردان ، دير افتادن ناف نوزاد ، خونريزي طويل المدت از محل ناف نوزاد ، اختلال در ترميم زخم ، هم آرتروز ، خونريزي هاي داخل جمجمه و ... ) مي باشد .

ارزيابي باليني سيستم هموستاز

در ارزيابي باليني سيستم هموستاز بايستي خونريزي هاي طبيعي را از غيرطبيعي تشخيص داد .

خونريزي با مشخصات زير در حد عادي تلقي مي شود :

1 - اپيستاكسي گاه به گاه در حد مختصر بخصوص در اطفال

2 - خونريزي مختصر و كوتاه مدت از لثه ها بدنبال مسواك زدن خشن و عجولانه

3 - خونريزي قاعده گي به ميزان 100 ـ 50  ميلي ليتر به مدت يك هفته به گونه اي كه مصرف 12 ـ 8  نوار بهداشتي را براي فرد ضروري مي كند .

4 - خونريزي فعال تا 7 ساعت و ترشحات خونابه اي تا 24 ساعت پس از كشيدن دندان

5 - خونريزي فعال تا 48 ساعت و ترشحات خونابه اي تا چند روز پس از زايمان طبيعي بطوريكه منجر به كم خوني و تزريق خون نگردد .

6 - ايجاد خونمردگي محدود در پوست در اثر ضربه نسبتاً شديد .

خونريزي با مشخصات زير به احتمال زياد غيرطبيعي است :

1 - خونريزي پس از كشيدن دندان كه بيشتر از 24 ساعت طول بكشد و يا خونريزي تازه و جديد چند روز بعد از كشيدن دندان

2 - خونريزي از چند نقطه بطور همزمان يا غير همزمان كه نمي توان آنها را به تروما يا جراحي نسبت داد

3 - خونريزي خودبخودي بدون ضربه و جراحت

4 - تكرار بيش از حد خونريزي ها در حوادث قبلي ( مانند كشيدن دندان يا زايمان يا جراحي )

5 - وجود سوابق و علائم خونريزي در ديگر اعضاء خانواده بيمار

6 - خونريزي هايي كه باعث ايجاد آنمي و تزريق خون شود .

در شرح حال يك بيمار خونريزي دهنده بايستي به نكات زير توجه داشت :

1 - سئوالات مشخص در رابطه با ميزان خونريزي ها ، تكرار آنها ، شرايط بروز خونريزي ( خودبخودي ، بدنبال تصادف ، ضربه ، جراحي ، زايمان و ... ) و اقداماتي كه در رابطه با كنترل و توقف خونريزي انجام گرفته پرسيده شود .

2 - گرفتن شرح حال از داروهاي مصرفي بيمار .

داروها با مكانيسم ها متفاوت باعث تمايل به خونريزي مي شوند براي نمونه اتانول با مهار مغز استخوان باعث ترومبوسيتوپني مي گردد . آسپيرين و NSAIDs با مهار آنزيم سيكلواكسيژناز باعث اختلال در عملكرد پلاكتي مي گردد ( آسپيرين با يك دوز منفرد به مدت 7 - 5  روز هموستاز را مختل مي كند ) . پني سيلين با پوشاندن سطح پلاكتها و مهار آزادسازي آنها باعث اختلال در هموستاز مي گردد . تيكلوپيدين با اختلال در تجمع پلاكتي باعث اختلال در هموستاز مي گردد . سفالوسپورين ها همانند ضدانعقادي هاي كوماريني موجب كمبود ويتامين K  مي شود ( ويتامين K  در سنتز پروتئين هاي 2 و 7 و 9 و 10 ، پروتئين C  و S   ) دخيل است . ايزونيازيد INH نمايي شبيه فقدان فاكتور 13 پديد مي آورد . مصرف آنتي بيوتيك ها با تغيير فلور نرمال روده ، باعث اختلال در سنتز ويتامين K   مي شوند . پني سيلين و استرپتومايسين ممكن است باعث ايجاد آنتي بادي برعليه فاكتورهاي انعقادي شوند .

3 - توجه به سقط هاي مكرر در خانم هايي كه با اختلالات انعقادي مراجعه كرده اند .

كمبود فاكتور 13 ، لوپوس آنتي كواگولانت آفيبرينوژنمي ، ديس فيبرينوژنمي ، و هيپوفيبرينوژني بيماري هايي هستند كه فرد علاوه بر اختلالات انعقادي ( ترومبوز يا خونريزي ) داراي سقط هاي مكرر در شرح حال خويش مي باشد .

4 - توجه به شرح حال خانوادگي بيمار :

نحوه توارث برخي از بيماري هاي انعقادي ، به تشخيص بيماري كمك خواهد كرد . بطور نمونه :

 هموفيلي A  و B  : صفت وابسته به كروموزوم X است و انتقال در نسل مادري  و بروز در پسر خانواده مي باشد .

ون ويلبرانت ، آفيبرينوژني و تلانژكتازي ارثي خونريزي دهنده : اتوزوم غالب با بروز در هر دو جنس با نفوذ زياد است .

كمبود فاكتور هاي 5 ، 7 ، 10 و 11 ، بيماري گلانزمن  و برنارد سوليه : اتوزومال مغلوب ، نمود بطور نادر و در هر دو جنس بخصوص در ازدواج هاي فاميلي مشاهده مي شود .

سندرم برنارد سوليه : اختلال عملكرد پلاكتي بدليل نقص  IX / Gp Ib  ، ترومبوسيتوپني خفيف همراه با پلاكت هايي بسيار بزرگ مي باشد كه پلاكت ها قادر به چسبندگي نيستند .

بيماري گلانزمن : اختلال عملكرد پلاكتي بدليل نقص IIIa - G IIb  بوده و پلاكت ها قادر به تجمع نيستند .

5 - تعيين اختلال در هموستاز اوليه يا ثانويه :

خونريزي ناشي از اختلالات پلاكتي معمولاً محدود به مناطق سطحي مثل پوست و غشاء هاي مخاطي بوده بلافاصله پس از تروما جراحي بوجود مي آيند و با درمانهاي موضعي بهبود پيدا مي كنند . برعكس خونريزي هاي ناشي از هموستاز ثانويه و يا نقايص انعقادي پلاسما طي ساعت ها تا روزها پس از آسيب رخ داده ، در بافت هاي عمقي زيرِ پوستي ، عضلات ، مفاصل و حفرات بدن ديده مي شوند .

تفاوت هاي موجود در تظاهرات اختلالات اوليه و ثانويه هموستاز

تظاهرات

نقايص هموستاز اوليه

نقايص هموستاز ثانويه

شروع خونريزي پس از تروما

بلافاصله

تاخيري ( طي ساعتها تا روزها )

محل خونريزي

سطحي : پوست ، غشاءهاي مخاطي ، دستگاه ادراري تناسلي يا گوارشي

عمقي :

مفاصل ، عضلات ، خلف صفاق

يافته هاي فيزيكي

پتشي ، اكيموز

هماتوم ، همارتروز

فشار موضعي

مؤثر

غيرمؤثر

معاينه فيزيكي :

در معاينه فيزيكي بايد به علائم خونريزي فعال از بيني , لثه , واژن , دستگاه گوارش , پوست , مفاصل و حفره شكم توجه داشت . تجمع خون در پوست را پورپورا مي نامند كه بر اساس كانون خونريزي پوستي ، به 3 زيرگروه تقسيم مي شود :

A -  پتشي : خونريزي هاي كوچك و نوك سوزني داخل درم كه ناشي از نشت گلبول هاي قرمز است .

B - اكيموز : نشت خون از شريانچه ها و وريدچه هاي كوچك در زير جلد .


C - هماتوم : خونريزي هاي عمقي تر و قابل لمس تر

ساير ضايعات پوستي و مخاطي مانند تلانژكتازي ممكن است بدون هيچ اشكال هموستاتيك باعث خونريزي شوند . همچنين در افراد مسن بدليل شكنندگي عروق ، بدون هيچ اختلالات عروقي باعث پورپوراي پيري ( Senile Purpura ) مي گردد.

نقص در هموستاز اوليه گاهي اوقات به صورت منوراژي شديد و يا خونريزي هاي مكرر گوارشي رخ مي دهد .

از تظاهرات نقص در هموستاز ثانويه ، خونريزي به داخل حفرات بدن ، خلف صفاق و مفاصل است . دفورميتي در مفاصل نشانه اي از خونريزي هاي مكرر مفصل است . شروع درد مفصلي در يك بيمار با اختلالات انعقادي بدون هيچ علامت در مفصل ديگر دليل بر خونريزي مفصلي مي باشد .

خونريزي در خلف صفاق باعث نوروپاتي عصب فمورال مي شود .

خونريزي در ناحيه عضله پسوآس باعث flextion  و external rotation  مفصل هيپ مي گردد . تجمعات بزرگ خوني در نسوج نرم كه بخوبي منعقد نشده باشند گاهي اوقات نماي توده هاي بدخيم را تقليد مي كند ( سندرم تومور كاذب ) .

هماچوري در غياب هرگونه پاتولوژي ادراري تناسلي نيز در اختلالات هموستاز ثانويه امر شايعي است .

لنف آدنوپاتي ، آنمي ، درد استخوان مي تواند علائمي از لوسمي ها باشد و خونريزي فعلي بدليل ترومبوسيتوپني مي باشد .

اسپلنومگالي ، ايكتر ، Spider Angioma  مي تواند دليلي بر بيماري هاي مزمن كبدي باشد . در بيماري هاي مزمن كبدي بدليل كمبود ويتامين K   پروتئين هاي انعقادي كاهش يافته ، PT  و PTT  طولاني شده و به اين تابلوي باليني ترومبوسيتوپني بدليل اسپلنومگالي نيز اضافه مي شود ( تابلوي شبيه DIC   ) ، از طرفي ديگر در اين بيماري ها بدليل عدم پاكسازي پروتئين هاي انعقادي فعال شده بيمار مستعد DIC  و فيبرينوليز سيستميك مي باشد ، به همين دليل در نارسائي پيشرفته كبد افتراق نقايص انعقادي از DIC   غالباً مشكل است . در اكثر بيماران كبدي كه با خونريزي مراجعه مي كنند ، PT   و PTT   طولاني شده ، ترومبوسيتوپني خفيف و سطح طبيعي فيبرينوژن مشاهده مي شود . وجود ترومبوسيتوپني شديد و يا كاهش سطح فيبرينوژن حاكي از اضافه شدن عارضه DIC  مي باشد .

وجود تلانژكتازي پوستي ـ مخاطي ، زير ناخن ، ممكن است دليلي بر بيماري اسلر ـ وبر ـ اندو و يا تلانژكتازي ارثي خونريزي دهنده باشد .

بررسي آزمايشگاهي :

در ارزيابي يك بيماري خونريزي دهنده اقدامات پاراكلينيكي زير كمك كننده خواهد بود :

مشاهده لام خون محيطي ، شمارش پلاكت ، Bleeding Time (BT) ، PT  ، PTT و ‏‏TT

لام خون محيطي : وجود سلول هاي بلاست ( لوسمي ) ، پلاكت هاي درشت و غول پيكر ( سندرم برنارد سوليه ) ، گلبول هاي قرمز شكسته شده ( ميكروآنژيوپاتي ها مانند TTP  و DIC  )

شمارش پلاكت : ميزان پلاكت نرمال بين 450،000 ـ 150،000 در هر ميلي متر مكعب مي باشد . تازمانيكه پلاكت ها بالاي 100،000 باشد ، بيمار بدون علامت و BT  نرمال است . شمارش پلاكتي بين 100،000 ـ 50،000  در خونريزي بدنبال تروماي شديد اتفاق مي افتد و BT   مختصري طولاني مي شود . اگر شمارش پلاكتي كمتر از 50،000  باشد ، بيمار براحتي بدنبال يك تروماي خفيف دچار پورپوراي پوستي مي شود . اگر تعداد پلاكت كمتر از 20،000  باشد ، استعداد بسيار زيادي براي خونريزي خودبخودي دارند .

زمان خونروش ( Bleeding time   )  : بهترين و دقيق ترين روش انجام آزمون BT  ، روش IVY مي باشد . در اين روش در قسمت قدام ساعد در منطقه اي بدون رگ شكافي به طول 9 ميلي متر و عمق يك ميلي متر ايجاد شده و درحاليكه با كاف فشارسنج فشاري حدود 40 ميلي متر جيوه در بازوي بيمار ايجاد مي شود ، با كاغذ خشك كن زمان لازم براي بندآمدن جريان خون محجاسبه مي گردد . BT  نرمال در حدود 7 - 2  دقيقه مي باشد . اگر BT  بيش از 10 دقيقه باشد خطر خونريزي افزايش مي يابد .

علل BT   طولاني عبارتند از :

1 - ترومبوسيتوپني : در شمارش پلاكتي كمتر از 60 - 50  هزار معمولاً BT  طولاني مي شود .

2 - اختلال عملكرد پلاكت : مانند اورمي ، بيماري برنارد سوليه ، بيماري گلانزمن ، بيماري فون ويلبرانت ، هيپوفيبرينوژنمي

 مبتلايان به اشكال خفيف بيماري فون ويلبرانت ممكن است در آزمون هاي اوليه BT   طبيعي داشته باشند كه علت آن نوسانات دورهاي سطح فاكتور VWF است . آزمون هاي مكرر ممكن است براي رسيدن به تشخيص دقيق ضروري باشد .

3 - شكننده بودن عروق : در نوزادان Premature ، افراد مسن ، آميلوئيدوز ، كمبود ويتامين C  ، بيماري كوشينگ ، سندروم اهلر دانلس ، سندروم مارفان و ... بدليل اختلالات ، بيمار با تابلوي پورپورا مراجعه كرده ، در بررسي هاي پاراكلينيك ، بيمار PT طولاني و پلاكت نرمال دارند .

زمان پروترومبين ( PT ) :

مسير خارجي انعقاد را ارزيابي ميكند و به صورت زماني در حدود 14 ـ 12 ثانيه ، يا درصد طبيعي و يا بصورت INR  بيان مي شود . INR  طبيعي كمتر از 1.2 مي باشد . حساسيت عمده آزمونِ PT ، وابسته به فاكتورهاي 5 و 7 مي باشد كه كوتاهترين نيمه عمر را دارند ( به ترتيب 12 ساعت و 6 ساعت )  و براي بررسي مصرف وارفارين ، بيماري هاي كبدي و كمبود ويتامين K   حساسيت بيشتري نسبت به آزمون PTT دارند .

زمان نسبي ترومبوپلاستين ( PTT ) :

مسير داخلي انعقد را ارزيابي مي كند و كفايت فاكتورهاي XII ، HMWK ، PK ، XI ، IX  و VIII را بررسي مي نمايد . زمان نرمال در حدود 43 - 35  ثانيه مي باشد .

هر دو فاكتور PT و PTT   ، مسير مشترك انعقادي ( يعني بعد از فعال شدن فاكتور X ) را بررسي مي نمايند .

در صورت مشاهده اختلال در هركدام از آزمون هاي PT و يا PTT   بهتر است آزمون مخلوط سازي هم انجام گيرد . در اين روش حجم مسوي از پلاسماي نرمال به پلاسماي بيمار اضافه مي شود . چنانچه PT و PTT پس از مخلوط شدن با پلاسماي سالم ، همچنان غيرطبيعي باشد ، نشانه وجود يك مهاركننده انعقادي ( آنتي بادي ) و يا هپارين مي باشد .

زمان ترومبين )  TT ) :                                                                                                                     

در اين آزمون با اضافه كردن ترومبين به نمونه ، باعث تبديل فيبرينوژن به فيبرين مي گردند. در اين آزمون تنها فاكتور فيبرينوژن و يا فاكتورهاي مهاركننده احتمالي مسير تبديل فيبرينوژن به فيبرين مانند مصرف هپارين ، يا DIC ارزيابي مي گردد ( DIC  ، هپارين و يا كمبود فيبرينوژن باعث طولاني شدن تست TT مي گردد . )  زمان طبيعي TT حدود 11 ثانيه است . لازم به توضيح است كه انجام TT  به عنوان آزمون غربالگري انعقاد معمول و مفيد نيست و در زماني كه PT و PTT  هر دو طولاني است ، تست ‏‏TT جهت تعيين علت اختلال انعقادي مفيد است.

ارتباط بين اختلالات هموستاتيك ثانويه و اختلالات آزمون هاي انعقادي

طولاني شدن PTT  بدون خونريزي باليني :

كمبود فاكتورهاي XII ، HMWK ، PK

طولاني شدن PTT همراه با خونريزي نادر يا خفيف :                                                                        كمبود فاكتور XI

طولاني شدن PTT همراه با خونريزي شديد و مكرر :

كمبود فاكتور VIII و IX و يا بيماري كبدي پيشرفته كبدي و مزمن

طولاني شدن PT  :                                                                                                                     كمبود فاكتور VII

كمبود ويتامين K   زودرس

مصرف وارفارين

بيماري كبدي ( در مراحل اوليه بيماري )

طولاني شدن PT  و PTT :

كمبود فاكتور X ، V يا II

كمبود ويتامين k ، ديررس

مصرف وارفارين

طولاني شدن TT   :                                                                                      

 خونريزي خفيف يا نادر : آفيبرينوژنمي

 خونريزي شديد و مكرر : ديس فيبرينوژنمي

 تجويز هپارين يا استرپتوكيناز

 DIC

طولاني شدن PT يا PTT كه با پلاسماي طبيعي اصلاح نشود :                                                                          هپارين

آنتي بادي هاي مهاركننده فاكتورهاي انعقادي

حلاليت لخته در اوره 5 مولار :                                                                                                    كمبود فاكتور XIII

مهاركننده ها يا نقص اتصالات جانبي

ليز سريع لخته :                                                                                                                مهاركننده آلفا 2 پلاسمين

بيماري هاي خونريزي دهنده كه آزمون هاي انعقادي در آنها طبيعي هستند عبارتند از :

  • - كمبود فاكتور XIII
  • - كمبود خفيف فاكتورهاي 8 و 9
  • - پورپوراي سالمندان
  • - كمبود ويتامين C
  • - آميلوئيدوز
  • - كمبود مهاركننده آلفا2 پلاسمين
  • - كمبود مهاركننده فعال كننده هاي پلاسمينوژن ( PAI-1 )
  • - تلانژكتازي ارثي خونريزي دهنده
  • - سندرم اهلر دانلس
  • - پورپوراي هنوخ شوئن لاين

هنگامي كه PT و PTT نرمال مي باشند اما شك قوي به خونريزي وجود دارد از تست حلاليت لخته در اوره 5 مولار استفاده مي شود .

علل ايجاد كننده آنتي بادي عليه فاكتورهاي انعقادي :

  • - دوران پس از زايمان
  • - اختلالات اتوايميون مانند SLE
  • - مصرف داروهايي مانند پني سيلين و استرپتومايسين
  • - افراد سالمند
  • - 20-10% از مبتلايان به هموفيلي شديد كه تزريق مكرر پلاسما داشته اند .
 

پايان مقاله

  • براي ارسال لينك اين مقاله به دوستان خود آدرس  Email  آنها را دركادر زير وارد كنيد و سپس دكمه ارسال را انتخاب كنيد.
  • درصورتي كه قصد وارد كردن چند آدرس  Email را داريد.آدرس ها را با كاراكتر ; از يكديگر جدا كنيد.
  • براي ارسال نظرات و يا ارسال لينك مقاله كد امنيتي زير را در محل مربوط وارد كنيد. 

 

آدرس Email:       



ارسال نظرات براي اين مقاله:

                 نام :  *


تعداد كاراكتر هاي باقي مانده:
 
 


 



صفحه اصلي | اخبار | مقالات | جستجوي پزشكان | صفحه شخصي | درياره ملاير | سوالات متداول| ارتباط با ما | اطلاعات ساير سازمانها | درباره ما

Copyright © 2007, All Rights Reserved
کليه حقوق اين وب سايت محفوظ و متعلق به سازمان نظام پزشكي شهرستان ملاير مي باشد


بهترين حالت صفحه نمايش براي مشاهده سايت 768 * 1204