تاريخ امروز: ۱۴ /۶ /۱۳۸۹

جستجوي :
 
 


مقالات
Helicobacter pylori seroprevalence in Malayer, Iran
اندر حكايت لغو آزمون دستياري ۸۸
در سوگ صداقت
ماموگرافي اپتيك
نكاتي چند در مورد آدنوپاتي
فانتين (داستان)
صداي پاي بي تفاوتي
رد پاها گر نمي افتاد روي جاده ها لغزان
كشتي تعاوني مسكن چگونه به گل نشست؟
ماشين نظام پزشكي!
گزارش يك موردسرطان غيرتهاجمي دردوران شيردهي
اشك مادر
گزارشي از بیماری سل شهرستان ملایر در سال ۱۳۸۶
جامعه پزشكي خجالت نمي كشد ؟
آسمان دادسرا
به كدامين گناه ؟
ماجراي آبراهامويچ شدن بنده !
زايمان در آب
قبل از آنكه نظام سلامت فوت كند ، بودجه ۸۷ را دريابيم
نان گرم
چرا سريال پرستاران را دوست داريم ؟
معرفي كتاب ۱ " انسان در مسير زندگي "
خاطراتي از CCU
هذيان هاي خواب و بيداري !
يك روز با رئيس سازمان نظام پزشكي ملاير
پزشكان شهرستاني ... چه مي كنند ؟ چه مي خواهند ؟
ضرورت جدي بازنگري در نظام آموزش مداوم
چكيده اي از قانون تشكيل شوراهاي حل اختلاف ويژه جامعه پزشكي
توكسوپلاسموز و حاملگي
بررسي ارزش تشخيصي آزمايش Thyroid Uptake
آب را گل نكنيم
اپيدميولوژي سرطاني به نام گُلدكوئست
آيا پاتولوژي هميشه حرف آخر را ميزند؟
خردك شرري هست هنوز ؟
برخورد با بيماري هاي خونريزي دهنده
تزريق داخل استخواني Intra Osseous Infusion
آشنايي با روش هاي سنگ شكني در ارولوژي
پاسخ هاي كاربردي به چند سئوال در سونوگرافي حاملگي
بررسي آماري موارد كم خوني در مراجعين به آزمايشگاه پاتوبيولوژي مركزي ملاير
پرپوفول Propofol
"پ" مثل ... پنجاه !
احمدك
خرهاي دره جوزان !
آيين نامه انتظامي رسيدگي به تخلفات صنفي و حرفه اي شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته در سازمان
آشنايي با جمعيت هلال احمر:گذشته،حال و چشم اندازهاي آينده
 
 



 نويسنده: دكتر مسعود شهيدي
 

اپيدميولوژي سرطاني به نام گُلدكوئست

* دکتر مسعود شهیدی

توضيح : اين مقاله در سال 1385 و به دنبال اوج گرفتن تب شركت هاي هرمي نوشته شد تا در نشريه طبيب چاپ شود ، اما دريغ از پولي كه با آن بتوان نشريه را چاپ كرد. اكنون هرچند به نظر مي رسد كه تاريخ مصرفش كمي گذشته باشد اما از آنجايي كه هر روز كساني كلاه به دست هستند تا سرِ بي كلاهي پيدا كنند، ارائه آن خالي از لطف نيست.


امروزه روز راه هاي پول در آوردن خيلي راحت تر از گذشته است. يك خُرده هوش مي خواهد، يك خرده زرنگي. يك خرده هم چشمانت را روي خيلي چيزها ببندي، نتيجه گيري رياضي اش مي شود « پول ». يادم مي آيد مي گفتند دكتر فلاني براي گرفتن دستمزدشبا  « قيچي » النگوي خانمي را بريده كه حقش را بگيرد ! وه چه كار زشت و زننده اي ! امّا امروزه خيلي ها با زبانِ شان نان مي خورند.

 وقتي فكر مي كنم ظرف يك سال گذشته قريب 700 نفر در شهر كوچكي مثل ملاير هر كدام بيش از نيم ميليون تومان براي عضويت در يك بنگاه اقتصادي فرنگي پول خرج كرده اند، آن هم با هزار جور بدبختي و گرفتاري، پيش خود مي گويم اگر همين جوانها را ترغيب مي كرديم تا در قالب تعاوني يا شركت سهامي عام و براي يك كار توليدي يا خدماتيِ بزرگ در همين شهر اقدام نمايند، هيچكدام پيشقدم نمي شدند. قديم ها مي گفتند ما مرده پرستيم. طرف تا زنده است، كاري با او نداريم، وقتي بيمار شد يا فوت كرد تازه يادمان مي افتد مثل اينكه دوستش داشتيم. در سالهاي اخير ( يعني همين صد سال اخير ! ) خارجي پرست هم شده ايم. زمزم و اشي مشي فرقي با كوكاكولا و تاپس و سينالكو ندارد، همه شان آب و شكراست و گاز كربنيك. امّا مردم اسامي خارجي را بيشتر مي پسندند. دولت تبليغ مي كند « صادرات را فعال كنيد ». بهترين سرمايه هاي كشور را به بدترين حالت ممكن صادر مي كنند. نتيجه اش مي شود اينكه بهاي ميوه در داخل كشور بالا مي رود. نسبت عرضه و تقاضا به هم مي خورد، مردم متضرر مي شوند. بهانه اش چيست ؟ صادرات. ورود ارز به داخل كشور. آنوقت به سادگيِ هر چه تمامتر ارز از كشور خارج مي شود. نفر خارج مي شود. مغز خارج مي شود. بعد از چند سال مأموريت خارج از كشور مي دهيم تا بروند فيلم همان مغزها را بگيرند، تا بگوئيم « ببينيد چه مي كنه اين ايراني جماعت در خارج از كشور ! ». ظاهراً حواسمان نيست كه چه صادر مي كنيم و در مقابل چه چيزهايي را وارد.

فعلاً دور، دور يك كمپاني فرنگي است. اصل و نسبش خوب معلوم نيست از كجا شروع شده. به قول سهراب « نسبش شايد به زني فاحشه در شهر بخارا برسد »، لندن، حيفا،... چه مي دانم. شش هفت نفري كه از اروپا شروع كردند. بعد ديدند مقرراتِ مالي اتحاديه اروپا دست و پا گير است. يك مقداري حساب و كتاب دارد. راه افتادند به سمت شرق دور. رفتند و رفتند تا رسيدند به هنگ كنگ. بندر آزاد زير سايه بريتانياي كبير. شهري كه در آنجا مي شود همه چيز خريد و همه چيز فروخت. اسمش را هم گذاشتند تجارت الكترونيك. از حق نگذريم خوب هم كار كردند. مغزشان مثل مغز اينجانب نيست كه يك ساندويچش را بشود هزار تومان خريد. با يك شركت اروپائي قرار گذاشتند تا برايشان سكه ضرب كند. بعد شروع كردند به تبليغات، براي آنهايي كه در آرزوي رسيدن به پول مفتِ زحمت نكشيده روز و شب ندارند. گفتند بيا يك سكة صد و پنجاه هزار توماني را بخر نيم ميليون تومان. ما خودمان مي دانيم كه داريم گران فروشي مي كنيم، امّا اگر توانستي به قول همشهري هاي ما بِري گيجِ دو نفر ديگر كه گولشان بزني، آنها هم خريد كنند، كارمزدت را مي دهيم. هر چه بيشتر مردم را گول زدي كارمزد بيشتري گيرت مي آيد. و از آنجا بود كه كمپاني Gold quest مثل سرطان وارد كشور شد. مثل بعضي كشورهاي ديگر از قبيل فيليپين، اندونزي، مالزي و... ( بگذار فكر كنم...، مثل اينكه آنها هم كشورهاي مسلمانند ). جالب اينكه تجارت الكترونيك را براي مردمي تبليغ مي كنيم كه هنوز براي پرداخت قبض آب و برق و فيش دويست توماني سجل احوال ساعت ها وقتشان پشت گيشة بانك ها هدر مي رود.

اگر زماني پُستتان به اين برادران گلدكوستي بخورد، همينطوري كه حرف دلشان را نمي زنند و خلاص ! نه...، آداب دارد. وقتي خودت عضو شدي براي « بالاسري » ات بايد سيصد نفر را ليست كني. يعني من سيصد نفر را مي شناسم كه مي شود روي آنها حساب كرد. لابد مي پرسي نمي شود سيصد نفر جور كرد. چرا مي شود. اگر مادر شوهرِ عمه رُبابه ات را هم بنويسي سيصد نفر ُپر مي شود. بعد يكي يكي هر كدام را مي خواباني توي آب نمك. وقتي كه وقتش رسيد دعوت مي شوي. يك جزوه زيبا و سيستماتيك را مي گذارند جلوات. سؤال اوّل

اين است كه توي فلك زده از تجارت الكترونيك چيزي مي داني ؟ و تو هم بايد مثل ابله ها بگويي « اي... نه زياد »، آن وقت برايت مي گويند: تجارت الكترونيك يعني حذف واسطه، خريد آسان و بي دردسر از طريق اينترنت. بعد عكس چند تا سبيل كلفت! كه بعله اينها مغز تجارت الكترونيكند. بعد عكس يك ساختمان بلند مرتبه در هنگ كنگ، كه جذبه بلند مرتبگي اش تو را بگيرد. كه ببين بيچاره ! آنها كه در برج هاي آنچناني هستند از من و تو بيشتر به خدا نزديكند و عقلشان بيشتر مي رسد. بعد يك جدول مندليف ! مي گذارند پيش رويت كه اگر وارد مجموعه ما شوي در بدبينانه ترين حالت، ماهي چند ميليون گيرت مي آيد. حرف ها كاملاً ديكته شده است. شخص اينجانب در دو شهر مختلف ' present ' شده ام. بدون هيچ ارتباط منطقي با هم. امّا حرف ها، جملات، قوانين جلسه، استدلال ها، عكس ها، همه و همه يك شكل بود. يادش بخير شريعتي كه از اليناسيون حرف مي زد و نمونه اش مش حسن كه در گاوش الينه شده بود. وقتي ذوق پول، آدم را فرا مي گيرد، برقي كه از چشمها ساطع مي شود ديدني است. آن هم در جامعه اي كه آمار رسمي بيكاري اش ده در صد است. آن وقت هدف وسيله را توجيه مي كند. توي آن ليست سيصد نفري اولين ها يا مادر است، يا برادرت يا خواهرت. توجيهش هم راحت است. مي خواهيم با هم پولدار شويم. بعد رفقايت ! دشمن ها كه نمي آيند حرف تو را گوش كنند. هر چه مي زني به « خودي » مي زني. بعضي ها را مي شناسم كه داعيه مذهبشان گوش فلك را كر كرده. گفتم يكي از مراجع عظام عضويت در گلدكوئست را حرام كرده، بدون استثناء فرمودند « توجيه نبوده » !. يادش بخير مرحوم آيت الله شيرازي اگر زنده بود، مي نشستيم يك قليان حسابي با تنباكوي انگليسي مي كشيديم، از فوائد تنباكو و تجارت الكترونيك مي گفتيم تا ايشان هم توجيه شود. غيرت و هميّت ملي مان را هم مي گذاشتيم درِ كوزه، ترشي ليته مي انداختيم. به روي خودمان هم نمي آورديم كه تجارت الكترونيك، بيش از سي سال است كه در دنيا انجام مي شود. آن هم نه براي كلاشي، كه براي صرفه جويي در وقت، هزينه ها، اياب و ذهاب و غيره.

فن آوري چيز خوبي است. ما نمي دانيم چگونه از آن استفاده كنيم. اوّل از همه راه هاي خلافش را پيدا مي كنيم ومسئولان يا اصولاً صورت مسئله را پاك مي كنند و يا تمام انرژي خود را براي مبارزه با فن آوري صرف مي كنند.

رياضيات مي گويد : اگر آنچه گلدكوستي ها نويد آن را مي دهند براي تمام اعضاء تحقق يابد، بي شك در اندك زماني شركت ورشكسته خواهد بود پس قطعاً این وسط خیلی ها بازنده اند.

 اقتصاد مي گويد : اگر به همين ترتيب سرطان گلدكوست به جان مردم بيفتد چرخه اقتصاد ملي صدمات جبران ناپذيري خواهد خورد.

جغرافياي سياسي مي گويد : مار و ملخ خورهاي امارات متحده عربي از بركت غيرت ملي ما ايرانيها، علاوه بر بكارت دخترانمان، روز به روز اقتصادشان زاياتر خواهد بود. چرا كه هر چه مي خريم يا مي فروشيم پورسانتش را آنها مي گيرند و گلدكوئست هم ايضاً.

فرهنگ و ادبيات مي گويد : اي كاش فرهنگ هم مثل چاه نفت و گاز، استعدادي خدادادي بود.

و بالاخره هندسه مي گويد : كوتاهترين فاصله بين دو نقطه، خط راست است،... همان قضية حمارخودمان.

 

پايان مقاله

  • براي ارسال لينك اين مقاله به دوستان خود آدرس  Email  آنها را دركادر زير وارد كنيد و سپس دكمه ارسال را انتخاب كنيد.
  • درصورتي كه قصد وارد كردن چند آدرس  Email را داريد.آدرس ها را با كاراكتر ; از يكديگر جدا كنيد.
  • براي ارسال نظرات و يا ارسال لينك مقاله كد امنيتي زير را در محل مربوط وارد كنيد. 

 

آدرس Email:       



ارسال نظرات براي اين مقاله:

                 نام :  *


تعداد كاراكتر هاي باقي مانده:
 
 


 



صفحه اصلي | اخبار | مقالات | جستجوي پزشكان | صفحه شخصي | درياره ملاير | سوالات متداول| ارتباط با ما | اطلاعات ساير سازمانها | درباره ما

Copyright © 2007, All Rights Reserved
کليه حقوق اين وب سايت محفوظ و متعلق به سازمان نظام پزشكي شهرستان ملاير مي باشد


بهترين حالت صفحه نمايش براي مشاهده سايت 768 * 1204